گلادیاتور خسته
یکی بود یکی نبود
گلادیاتورِ خسته
با شمشیر زنگاربسته
با سپر شکسته
وسط کلوزیوم نشسته
آدما جیغ می کشن
هوار می زنن
کلاغا جار می کشن
غار می زنن
حریفش میاد تو میدون
با غضب با چنگ و دندون
میزنه نعره مستون
می دوه جستون و خیزون
گلادیاتور خسته
با شمشمیر زنگاربسته
با سپر شکسته
وسط کلوزیوم نشسته
یکی هست و یکی نیست
![]()
+ نوشته شده در ۱۳۹۱/۰۶/۰۷ ساعت 1:21 توسط م. ع.
|